پست الکترونیکی فرمانداری گتوند راه اندازی شد دزفول - فرماندار گتوند، از راه اندازی پست الکترونیکی این فرمانداری برای تحقق طرح دولت الکترونیک خبر داد. "قدرت الله امانی پور"، روز سه شنبه به خبرنگار ایرنا گفت: این پست الکترونیکی به نشانی GOTVAND.FDI@GMAIL.COM برای رفاه حال ارباب رجوع دایر شده است. وی خاطرنشان کرد: در این پست حداکثر فضا به کار گرفته شده و شهروندان گتوندی می توانند هر گونه پیشنهاد، انتقاد و نظرات خود را از این طریق ارسال کنند. شهرستان گتوند با جمعیتی افزون بر 62 هزار نفر در شمال استان خوزستان در حاشیه کوههای زاگرس واقع است.
در ادامه تعدادی از ایمیل های رسیده و نرسیده به پست الکترونیکی فرماندار محترم را با هم میخوانیم:
فرستنده: Gmail Team موضوع: تبریک متن ایمیل: سلام آقای فرماندار محترم و عزیز گتوند! به شما تبریک می گوییم که ایمیل نو، آن هم در جیمیل ساخته اید و ...
*** فرستنده: شرکت ایمیلسازان موضوع: بسته پیشنهادی متن ایمیل: با سلام خدمت مرد شماره یک دولت الکترونیونینیکی. شرکت «ایمیلسازان» پس از اجرای موفقیت آمیز ساخت ایمیل فرمانداری، آمادگی خود را برای اجرای پروژه های بعدی اعلام می کند. به امید الکترونیونینیکی شدن همه ی جهان.
لیست خدمات و هزینه آنها به شرح زیر است: ساخت ایمیل در جیمیل ... ده میلیون ریال ساخت ایمیل در یاهو .... بیست میلیون ریال ساخت وبلاگ ... پنجاه میلیون ریال معرفی سایت فیلترشکن ... دویست میلیون ریال
*** فرستنده: ساناز جوجو موضوع: حتماً حتماً ببینید. متن ایمیل: جدیدترین روش های لاغری، زیبا ترین مدل های آرایش مو، قرص برای تقویت قوای ذهنی(!)، دمپایی طبی برای افزایش قد، سری کامل دی وی دی سریالهای لاست، فرار از زندان و جومونگ و ... همه و همه در سایت "بیا تو بخر" کلیک کنید . . . کلیک کنید
*** فرستنده: خسرو موضوع: :* متن ایمیل: سلام. وبلاگ «حقایق خفنی درباره هستی» با متنی درباره درمان نازایی در نهنگهای اقیانوس آرام به روز شد. خوشحال می شوم سر بزنید. نظر یادتان نرود.
*** فرستنده: همسایه بغلی فرمانداری موضوع: تهدید متن ایمیل: اگر یک بار دیگر توپ فوتبال کارمندان فرمانداری، توی حیاط خانه ی من بیفتد، با چاقو پاره اش می کنم. به سیبیل هایم قسم.
*** فرستنده: شرکت کامپیوتری اینترنتی «گتوندنت» موضوع: درخواست ایمیل متن ایمیل: باسلام و عرض ادب و احترام خدمت شما فرماندار محترم و سایر کامندان محترم و زحمت کش فرمانداری گتوند که با تلاش شبانه روزی خود، خیلی ممنونم! بنده، خواستم اولاً تشکر کنم و ثانیاً درخواست کنم که اگر ممکن است، در جواب این ایمیل، ادرس ایمیل فرمانداری که به تازگی راه اندازی شده را برایم ارسال کنید تا از این به بعد، با توجه به بحث دولت الکتریکی، از این طریق مزاحم وقت شما فرماندار محترم و سایر کامندان محترم و زحمت کش فرمانداری گتوند که با تلاش شبانه روزی خود هستید، بشوم. در پایان باز هم تشکر میکنم. خدانگهدار.
پ ن: این مطلب در طلبه بلاگ شما را به خدا اگر این مطلب را این طرف آن طرف منتشر می کنید، ذکری هم از منبع و نویسنده بفرمایید!
+
رضا احسان پور (شوخ) ◄ ما زنده به آنیم که کامنت بخوانیم
|
اولین و آخرین کتاب «سولماز آیغولدره» با عنوان «همه چیز از یک
کامنت شروع شد، بعد من زنش شدم!» منتشر شد.
وبلاگ قشنگی داری،
به وبلاگ منم سر بزن! استخدام کامنت یاب با حقوق بالا شرکت «کامنتگذاران»
شرکت "فرت فرت بلاگ" پس از راه اندازی سرویس "جینگول بلاگ" این بار "آخ جون بلاگ" را راه اندازی می کند. منتظر خبرهای بعدی ما باشید
فروش سری کامل دی وی دی سریالها بدون سانسور و همراه با [...] در وبلاگ "همه چیز همه جا دانلود
بترکون اس م اس عاشقانه" کلیک کنید؛ کلیک کنید؛ تو رو خدا کلیک
کنید
دیگر نگران وبلاگ های فیلتر
شده نباشید. آجیل فیلتر گشا رسید! خوار و بار
فروشی «حاج آقا فیلترزاده و پسران»
ادامه مطلب
+
رضا احسان پور (شوخ) ◄ ما زنده به آنیم که کامنت بخوانیم
|
متنی که در ادامه می خوانید، در بخش ویژه سومین جشنواره طنز تهران با موضوع «مترو»، حائز مقام هیچم شد!
یک نفر پیدا نمیشود به بابای من بگوید که اول شدن در جشنواره طنز تهران، خیلی
هم آش دهن سوزی نیست. بنده خدا فکر میکند اگر من شرکت کنم میتوانم مقام بیاورم و
جایزه ببرم. از خدا کهپنهان نیست، از شما
چه پنهان، پدر من بازنشسته است. نه! شغل دولتی ندارد. او یک کارگر ساده بود. از
همینهایی که صبحها سر چهار راه میایستند تا شاید یکی پیدا شود و تا بوق سگ از
آنها کار بکشد و دست آخر چندرغاز بگذارد کف دستشان.
بگذریم. آخر من را چه به طنز نوشتن؟ دیشب سر همین موضوع با هم کلی بگو مگو
کردیم. نهایتاً مجبورم کرد که یک متن (مثلاً) طنز در مورد "مترو"
بنویسم. فقط و فقط به این خاطر که توی تبلیغ جشنواره گفته شده بود که هر کس چیزی
در مورد "مترو" بنویسد بالاخره یک چیزی گیرش میآید و دست خالی نمیرود
خانه!
در روزهاي اخير شاهد تغيير
جنسيت عكسي بسياري از مردان ايراني در فضاي مجازي بوديم؛ سعي دارم تا با نگاهي فراسياسي(!)
دلايل اين پديده اجتماعي و اين تمايل به مونث شدن را موشكافانه به اختصار بررسي كنم. اين دلايل عبارتند از:
1-معافيت از خدمت مقدس سربازي كدام انسان عاقلي تمايل
به آش خوردن، آن هم به مدت دو سال دارد؟!
يا مثلاً ... (اين قسمت به دلايل امنيني، خودسانسوري شد!). زن باشيد و از خواندن
نامه هاي عاشقانه ي نامزدتان كه برايتان از سربازي مي فرستد لذت ببريد.
2- نداشتن دغدغه ازدواج مي توانيد راحت بنشينيد داخل
خانه و خواستگارهاي بدبخت بيچاره را يكي يكي با بهانه هاي دري وري رد كنيد؛ هر
خواستگار هم يك جعبه شيريني با خودش مي آورد كه تا يك هفته شيريني خانه تامين مي
شود. نهايتاً هم اگر مزدوج نشديد
مي توانيد كلاس گذاشته، افه فمينيستي بياييد و ترشيدگي خود را نشان از روشنفكري بدانيد. ضمناً مي توانيد هر لحظه كه احساس بي پولي كرديد، مهريه
تان را به اجرا گذاشته، پوست شوهر بدبختتان را بكنيد و درست همان زماني كه او داخل
زندان دارد آب خنك مي خورد شما در حال سفرهاي اروپاييتان باشيد.
3- وجود واگن مجزا در مترو
براي خانم ها چه چيزي از اين بهتر كه دقيقاً
همان زماني كه مردها در داخل واگن ها در حال له شدن و استشمام بوي سير دهان نفر كناري
كه مماس به دماغشان شده است هستند، شما بعنوان يه خانم، داخل واگن ويژه بانوان نشسته
و در حال غيبت و درد دل با ديگر خانم ها باشيد؟ و يا اگر مايل به
استفاده از وسايل نقليه عمومي نباشيد، درست همان زماني كه مردها زير باران منتظر تاكسي
هستند، انواع ماشين هاي مدل بالا و پايين، تمايل خود را براي جابجايي شما به صورت خداپسندانه
ابراز مي كنند.
4- شهرت زن باشيد و با يك دوربين
هندي كم يه فيلم مزخرف بسازيد، يا يك كتاب مسخره و بي سر و ته بنويسيد و يا
نهايتاً وقتي هيچ كاري نتوانسته ايد انجام بدهيد، برويد و نمايشگاه عكاسي بگذاريد؛
صرف زن بودنتان به آنچنان شهرتي خواهيد رسيد كه "آميتاباچان" در عرصه
سينما، "ژول ورن" در عرصه ادبيات و عكاس بزرگ و حرفه اي و پرآوازه عصر
ما، استاد "هديه تهراني" در عرصه عكاسي برايتان لنگ مي اندازند!
* * *
خانم هاي عزيز (آقايون
سابق بر اين)، علي الحساب با همين چهار مورد ذكر شده، خودتان را برايتان تغيير
جنسيت قانع كنيد تا اگر باز هم موردي به ذهنم رسيد، بعداً برايتان بگويم!
+
رضا احسان پور (شوخ) ◄ ما زنده به آنیم که کامنت بخوانیم
|