چگونه ايدز بگيريم ؟!

خدا بيامرزدش. كي را ميگويم؟ خوب معلومه، گربهاي كه دم حجله كشتم، يعني چه؟ يعني همين اول كار گفته باشم، اين كه من ايدز دارم يا نه، يا اگر ايدز دارم چه جوري ايدز گرفتم يا اگر ايدز ندارم، چي شده كه هنوز ايدز نگرفتهام، به هيچ كس (حتي به خودم هم) هيچ ربطي ندارد! حالا اگر وقت زيادي داريد، بنشينيد، آسمون ريسمون به هم ببافيد و هي صغري كبري بچينيد، تا يك جوري يك نتيجه (ي مسلماًبه درد نخوري)از توي مطالب من پيدا كنيد.
من نشستم (البته يادم نيست، شايد هم ايستاده بودم) با خودم فكر كردم (!)، ديدم هر جا را كه نگاه ميكني دارند در مورد ايدز حرف ميزنند يا هر چيزي يك جوري اخرش به ايدز ربط پيدا ميكند. البته اين اواخر يك ورژن جديد از اين بيماري هم اومده بود، به اسم «توهم ايدز»، كه مطمئناً هر ننه قمري كه سريال (واقعاً جذاب؟!!) نرگس را ديده باشد، ميداند يعني چه.
اينها همه براي چيه؟ نگويد نميدونيد كه كلاهمون ميرود توي هم، مشخصه، (مثلاً) براي پيشگيري از ايدز. حالا چرا باز هم با اين وضع، آمار ايدز (كه فكر ميكنم يك انم مقدار واقعي آن است) توي كشور ما سر به آسمون گذاشته، خدا ميداند و لاغير. شايد يك عده فكر ميكنند كه رشد و توسعه يك كشور كه گفتهميشود بايد در همهي زمينهها باشد، در مورد ايدز هم صدق ميكند و براي رشد كشور در اين زمينه كمر همّت بستهاند. به پير، به پيغمبر، به قول يارو گفتني: «اين فرق فوكوله.»
خداييش براي من يكي كه خيلي جالبه، اينها همه راه پيشگيري از ايدز هست، باز هم راه به راه مردم ايدز ميگيرند، حالا چرا؟
الف- شايد ايدز گرفتن، مثل ميگرن داشتن يك جور با كلاسيه
ب- شايد ايدز نداشتن، مثل ميگرن نداشتن يك جور بيكلاسيه
ج- بله
د- موارد ج و د
به نظر من، حالا كه قرار است همگيِ ما (آنهايي كه ايدز نداريم) ايدز بگيريم و با توجه به بحث و جبر و اختيار، قبل از آن كه به اجبار ايدز بگيريم، با اختيار خود و با توجه به سليقهي شخصي خود يكي از با كلاسترين و سادهترين راههاي ابتلا به ايدز را انتخاب كنيم و باقي ماجرا ...
راههاي ابتلا به ايدز، به دو دسته كلي تقسيم ميشوند:
1- روشهاي غيراخلاقي و منافي عفت
۲- روشهاي دسته دوم
تبصره: اگر فكر ميكنيد حتي يك كلمه در مورد دسته اول چيز مينويسم سخت در اشتباهيد دليلش هم به خودم مربوط است.
روشهاي دسته دوم:
مواد لازم: يك دليل قانعكننده براي افكار عمومي و نظريهپردازان و جامعهشناسان مانند: شكم سيري، بيكاري، فضولي، سستي، بنياد خانواده و طلاق پدر و مادر، عشق نافرجام، دوست ناباب و ... .
الف- مادزادي: در اين روش، مادر بايد مبتلا به ايدز باشد و بيماري را به نوازد منتقل كند و چون نه شما نوازد هستيد و نه (خداي ناكرده) مادر مبتلا به ايدز داريد، بايد از خير اين روش بگذريد.
ب- تيغ سلموني: اين روش حداقل مستلزم اين است كه شما كچل مادرزاد نباشيد، ثانثاًوقتي به سلموني ميرويد، جنابِ سلموني تيغ را تعويض نكند، ثالثاً تيغ بايد شما را (در حد خونريزي) زخمي كند، رابعاًجناب سلموني با همان تيغ، يك فرد ايدزي را قبلاً زخمي كرده باشد، خامساً آن فرد ايدزي هم كچل مادرزاد نباشد، تا نهايتاًويروس به شما منتقل شود. چون اين فرآيند درازمدت است و ضمناً تيغهاي توي بازار همگي بعد از نيم بار مصرف، كند و به نرمي پنبه و به لطافت گلهاي باري ميشوند، مسلماً از خير اين روش هم بايد گذشت.
(تبصره: نويسنده از آرايشگاه بانوان اطلاع دقيقي ندارد)
ج- سازمان انتقال خون: از طريق اين سازمان شما شايد فقط مبتلا به هپاتيت بشويد، پس تا مساله بيشتر از اين سياسي نشده هر چه زودتر از خير اين روش هم ميگذريم.
د- سرنگ آلوده: در اين روش ابتدا بايد معتاد شويد و يا اگر معتاد هستيد بايد عادات اعتيادي خود را از استشاقي به تزريقي تغيير دهيد، بعد هم برويد با يك معتاد (الزاماً ايدزي) طرح دوستي بريزيد، دانگي پول روي هم بگذاريد، مشتركاً يك سرنگ بخريد و ...
(تبصره: ايدز به هيچ وجه از راه عطسه و سرفه منتقل نميشود، تلاش بيهوده نكنيد.)
من در حد توان خودم، همهي سعيام را براي ابتلاي شما به ايدز كردم. اگر نتوانستيد ايدز بگيريد يا احياناًاگر سواي داشتيد ميتوانيد تشريف بياوريد شركت، طبقه دوم، اتاق سوم دست راست،بنده در خدمتتون هستم. ضمناً يك سري بسته آموزشي هم هست كه اگر مايل بايد به آدرستون پست ميكنيم.
با تشكر
مديرعامل شركت كفن و دفن اشك و آه
سهامي عام
پی نوشت:
۱- ما نمی دانیم چرا هیچ کس به وبلاگ شعرمان سر نمی زند؟!!
۲- استعدادمان کشف که نشد هیچ-بخاطر چاپ یکی از مطالبمان در روزنامه توبیخ هم شدیم!
۳- ما هیچ مسئولیتی را در قبال ابتلای شما به ایدز تقبل نمی کنیم.گفتیم که گفته باشیم.
۴- جان ما بجای تبلیغ وبلاگتان پیشنهاد و انتقاداتتان را مرقوم بفرمایید.
۵- حق باشید.
قلم رنجه هاي رضا احسان پور (شوخ) 000يا نظر مي دهيد، يا پنچر مي شويد
|