تبليغاتX
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید - مشکل

 

من مشکل دارم

  

آقا اصلاً من می خواهم بدانم ، مگر مشکل داشتن عیبه؟هان؟خودِ شما مشکل نداری؟چرا که نداری ،خوب هم داری ، ولی شاید دلت نمی خواهد کسی بفهمد که مشکل داری.خوب من هم بعضی از اوقات همین طورم ولی این دفعه دیگه فرق می کنه . من دلم می خواهد همه بدونند که من مشکل دارم .آهای،ایهاالناس ،من مشکل دارم،اون هم یک مشکل بزرگ که فکر نکنم کسی بتونه حلش کنه.می شنوید؟ آهای !! . . .

می خواهید فکر کنید من دیوانه ام ، خوب فکر کنید ،مشکل خودتان است که تا یک نفر مثل من می گه که مشکل داره فکر می کنید دیوانه است.حالا بر فرض هم که من دیوانه باشم، باز هم می خواهم یادتون باشه که من دیوانه ای هستم که یه مشکل بزرگ دارد.

اصلاً ببینم مگر وقتی دختر عمه رژینا فکر می کرد بزرگترین مشکل زندگی اش دماغ بزرگش است کسی کاری بهش داشت ؟ یا مثلاً مگر مشکل پسرعمو ساسان شکم بزرگ و بدفرمش نبود ؟چرا خرخرهای مشکل ساز ژاله خانم ، زن آقا شهرام را نمی گید ؟ وقتی بهروز ناخن هایش را تا ته می خورد حتماً مشکلی داره .هان ، یادم اومد ، پیکان مدل 57 آقا خسرو که هر روز صبح تا سر خیابان هلش می ده هم یه مشکل است .مشکل هومن هم با باباش اینه که ،باباش اجازه نمی ده ماشینشون را اسپرت کنه.اشکان هم می گفت مودم کامپیوترش یه مشکلی پیدا کرده و مرتب وسط چت کردنش با . . . قطع می شه .هادی سر اینکه نمی خواهد ازدواج کنه با خانواده اش مشکل پیدا کرده ، از اون طرف خانواده رامین با ازدواجش مخالفند .پژنگ یه هفته ای است که مشکلش شده پیدا کردن قافیه

برای بیت آخر غزل بی سر و تهی که گفته. مشکل اقدس خانم هم دندان مصنوعی هایش است که لثه هایش را زخم کرده .ماندانا می گفت نگار چند روزی است که جوش نوک دماغش برایش تبدیل به یه مشکل حیاتی شده.پای حسام هم مشکل توی کفشهای نویی که خاله زهره اش از مکه سوغات آورده می ره.ملیکا مشکل می تونه سر کلاس ، صدای گچ را که بدجوری روی تخته کشیده می شه تحمل کنه . آقا پرویز از مشکل خط ندادن موبایلش دائم می ناله.مشکل سیروس اینه که چون وزنش زیاده هروقت دوزانو میشینه پاهاش خواب میره و . . .

حالا می دونید چی جالبه ؟ اینکه هیچ کدوم از اینها دلشون نمیخواسته و نمی خواهد که کسی مشکلشون را بدونه ولی تنها کسی که نمی دونست خواجه حافظ شیرازی بود که ایشان هم به من sms زدند و یک قافیه برای غزل پژنگ خان پیشنهاد دادند!

این وسط یکی مثل من هم که دلش می خواهد همه بدانند که مشکل دارد . . .

هی روزگار .چه مشکلی داره اگر یک نفر بیاید از من بپرسه مشکل داری یا نه؟ دردت چیه ؟ اما کو آدم بی مشکل؟ همه اینقدر  مثل دخترعمه رژینا و غیره مشکل حیاتی دارند که اصلاً نوبت به من و طرح مشکلم نمی رسه دیگه چه برسد به حل مشکلم. حالا هم که مثلاً توی وبلاگ اجازه چیز نوشتن داریم آنقدر جای نوشتن کمه که تا می ایی حرف بزنی . . .

از آن طرف هم با خودم می گویم اصلاً به شما چه ربطی دارد ؟مگر شما نوکر من هستید یا مگر بیکارید که بشینید به حرفهای من گوش کنید؟ راستش را بخواهید من اگر جای شما بودم وقتی یک مطلب با این عنوان ( " من مشکل دارم" ) می دیدم به هیچ وجه آن را نمی خواندم.حالا هم دیر نشده از این جای مطلب به بعد را نخوانید.

 

+ قلم رنجه هاي رضا احسان پور (شوخ) 000يا نظر مي دهيد، يا پنچر مي شويد |